خواب کبوتر وکبک وکلید

دیشب رو که مصادف با 11ماه بود (بقولی خواب بعد از 1 سال تعبیر میشود)خواب دیدم پدرم به همراه یک نفر دیگر که لباس منو پوشیده بود به خانه ما امد.ناگهان پدرم متوجه موضوعی شد و گفت گنج پیدا کردیم.اما کلید ان گاوصندوق را کبوتری ربود و در زیر تخت خواب من پنهان شد.پدرم با اون شخص ناشناسی که همراش بود امدند تا کبوتر را بکشند.من ترسیدم و گفتم من از خیر این گنج گذشتم و به همان روزی خودم قانع هستم.و به کبوتر هم کاری ندارم.بعد کبوتر از زیر تخت بیرون امد اما بناگاه متوجه شدم که تبدیل به یک کبک وحشی شده و پدرم نیز جهت کشتن اون دست بکار شد که من هم از خواب بیدار شدم.

خواب دستبند

فکر کنم شب پنجم همین ماه بود که خواب دیدم در محلی هستم و دستبندی بر دست دارم با خود گفتم خداوندا این دیگر چه تهمت ناحقی است.خدایا به تو پناه میبرم

خواب یکی از اقوام در مورد من:

اقای صادق ده بزرگی برام نقل کرد که روز اول عید خواب دیده بود که من و مرحوم برادرم در یک مراسم عزاداری حضرت فاطمه سلام الله هستیم و من در عزای فاطمه س  بسیار اشک می ریزم.

خواب مرحوم برادرم و دعا کردن ایشان به من و گریستن بر احوال خود

 در روز 5 ماه(بقولی خواب  بعد از یک سال تعبیر میشود)

امروز پس از مراجعه به دارالرحمه بر سر قبور امواتمان حاضر شدم و برای انها مخصوصا مادر –مادربزرگ و برادرهایم دعا کردم.عصر را در منزل بخواب رفتم و خواب دیدم که مرحوم برادرم محسن-برای دیدوبازدید سال نو به سراغم امد.حال و احوال خیلی خوبی داشت .داشتم وسایلم را از ماشین پیاده میکردم که ناگهان متوجه  شدم که ایشان مرده است.به او گفتم شما اینجا چکار میکنید؟گفت برای دید و بازدید اقوام امده ام.در دلم گفتم شاید اعمالش خوب باشد که این چنین ازادانه مثل ما زنده ها میتواند گشت و گذار کند به او گفتم برادر –میشه یه خواهش ازت کنم؟گفت بفرما-گفتم میشه در حق من یه دعا کنی؟و بعد- های های- از اعمال خودم گریه کردم-گفت فقط  یک دعا؟(منظورش این بود که من مدام شما را بیش از یک دعا- دعا میکنم)بعد گفت برادر چرا شما این چنین گریه میکنید شما زیاد اشک میریزید.و از خواب بیدار شدم.

خواب خوردن اب(در شب4 ماه)

دیشب را خواب دیدم که در محل کارم یک شیلنگ اب بود که به یکی از کارگرانم (ایمان یا پرویز)گفتم شیر اب  را باز کند تا من اب بخورم و همین کار را کرد کلی اب خوردم اما هرچه اب میخوردم سیر نمی شدم .گفتم شیر اب را تا اخر باز کنید تا من سیر شوم- گفتند شیر اب بیشتر از این باز نمی شود و من خودم دست بکار باز کردن شیر اب شدم تا اب بیشتری بخورم