خواب میهمانی

دیشب(۴محرم-بقولی خواب بعد از یک سال تعبیر میشود)خواب دیدم که عموم اقا عبدالله ضیافتی بر پا کرده بود و در ان برنج و مرغ وانواع غذاهای دیگر که یادم نمییاد بود.من نیز بعد از رفتن مهمونا از ته مانده یک نفر معمار ساختمان (استاد مهدی معمار) که مقدار زیادی از غذاش باقی مانده بود خوردم.برنج با گوشت مرغ.پشه های زیادی هم به من رو اورد که من همه اونها رو از  خودم دور کردم.

خواب مرحوم مادرم در 2شب پیش

دو شب پیش(۲محرم)خواب دیدم به منزل مرحوم مادرم رفته بودم.منزلی بزرگ و دنج و اباد با تراسی بزرگ که از سنگهای زیبا فرش شده بود.خواهرم (ر)هم انجا بود.مادرم سفره ای پهن کرده بود و از اشپزخانه منزلش برایمان برنج اورده بود.من و خواهرم سر سفره نشسته بودیم.مادرم بعد از پذیرایی ما بر روی یک صندلی متحرک نشست و مدام  به من خیره بود و هیچ نمیگفت.همینجور که سر سفره نشسته بودم از نگاه خیره مادرم تعجب کردم.به او گفتم مادر شما دعای من هم میکنید گفت بلی من مدام دعای شما میکنم.باز گفتم مادربزرگ مرحومم نیز دعای من میکند؟گفت اری او هم دعای شما میکند.باز دیدم که مادرم به من خیره مینگرد گفتم نکنه میخواهید چیزی بگویید که اذن انرا ندارید.باز خیره بود- گفتم یعنی چه چیزی میخواهید بگویید که من از ان غافلم؟در همین هنگام متوجه شدم که مرحوم برادرم محسن بخاطر پدرم خودکشی کرده بود و پدرم نیز وارد منزل شد.من نیز درحالی که گریه می کردم مدام ایشان را مورد انتقاد قرار میدادم و گفتم اگر در زمان حیات برادرم فقط یک قطعه زمین به او میدادید الان خودکشی نمیکرد.

خواب نگهبان گماردن باغ من و درخت انجیر و وجود دو مار با سرهای زیاد داخل اون

دیشب رو که شب اول ماه بود(بقولی خواب صحیح و زود تاثیر میکند)خواب دیدم در به همراه استاد نظیر به باغ خودم رفتم دیدم که پدرم قبل از من امده بود و نگهبانی برای انجا گمارده بود ان نگهبان ۲ اتاق برای خودش ساخته بود یکی بزرگ و حصیری و دیگری کوچک و اهنی.از باغ به منزل امدم وقتی وارد منزل شدم به بام ان رفتم دیدم که درخت انجیر تنومندی در انجا سر به فلک کشیده.از اون انجیر بالا رفتم که دیدم دو مار بزرگ یکی عینکی و دیگری ساده با سرهای متعدد داخل اون انجیر رخنه کرده بودند.سر مارها به سمت من نشانه رفتند و اماده نیش زدن من بودند که من موفق به فرار شدم سریع پایین امدم و رد دم مار دراز -رو دنبال کردم تا اینکه به حیات خلوت منزلمون یه جایی در زمین فرو رفته بود پدرم هم به خانه امد و من شمشیری رو برداشتم و از بیخ -بن مارها  رو قطع کردم.تمام نیش و زهر مارها همچو لوله ای بیرون زد و مارها هر دو خشک شد و از بین رفتند و من از خواب بیدار شدم

خواب فرورفتن در اب

دو شب پیش که مصادف با شب ۳۰ ماه قمری بود(بقولی خواب در ان  زود تاثیر میکند و راست میباشد)خواب دیدم در اب صاف و زلالی فرو رفتم و سپس دست و پا زدم تا بالا بیایم.اما انگار گیر کرده بودم.امیدم را ازدست ندادم و دست و پای بیشتری زدم تا سرم از اب بیرون بیاید که از خواب بیدار شدم و نفهمیدم که بیرون امدم یا خیر؟چند ساعتی نگذشته بود که یکی از کارفرمایان دردسر- به من زنگ زد و اجرای کارش رو به من سپرد من نیز به وی جواب رد دادم و از شر اون خودمو نجات دادم.

خواب تنگدستی من و نفرین بر پدر ظالم و ضیافت عاشورا

دم دمای صبح بود که خواب دیدم برا یه نفر ساختمانی رو ساختیم .اون نفر ظاهرا از رفقای بابا بود.کارمون که تمام شد یه مقدار جزئی پول کارگرا رو داد و پول منو نداد و رفت.از اینکه حقمو میخورد خیلی حالم گرفته شد.پدرم نیز سوار بر یه کامیون نشسته بود و ظاهرا وضع خوبی داشت.به او گفتم اگه تو باعث این گرفتاریهای من نمیشدی این جور حقمو به یغمی نمیبردند.او نیز طبق همیشه با بیتفاوتی گفت به من هیچ ربطی نداره و من نیز به او گفتم تو رو نفرین میکنم.خندید -گفتم هنوز نفرینت نکرده بودم که ببینی چه سرانجامی پیدا خواهی کرد خدا تو را لعنت کند که الحق- ظالم -هستی.اونو رها کردم و به خانه امدم -در نزدیکی های منزل که رسیدم متوجه شدم که مردم دیگهای زیادی رو بر روی زمین و بنوبت گذاشته اند و دو تا دیگ بزرگ هم بود که یکی برنج سفید بود و دیگری شیرین پلو-یکی دیگه هم که قیمه بود.پدر زنم با یک نفر دیگه هم مسئول پخش برنج امام حسین بودند.همینکه چشم پدرزنم بمن افتاد گفت برای شما یک دیگ بزرگ برنج امام حسین برده ام منزل-برا یه نفر دیگه هم بردم (که البته اسمش یادم نیست)من نیز از خواب بیدار شدم.

خواب زیارت عاشورا

چند مدت پیش خواب میدیدم که در حالی که اشکها از چشمم سرازیر بود هم چنان زیارت ائمه را میخوادم. فکر کنم تعبیر اون این باشه که حق تعالی از این کار من راضیه.اخه خودمو بدجوری مدیون اهلبیت می بینم.

خواب توالت و خوردن تخم مرغ

دیشب رو که مصادف با ۲۲ماه ذی الحجه بود (خواب ها در این روز به قولی زود تاثیر میکند)خواب دیدم که خودم با کارگرانم در توالت منزلمون مثل یه اتاق نشسته بودیم .ظاهرا میخواستیم منزلمون رو تعمیر کنیم.بعد رفتمو یه نفر رو که قبلا برام کارمیکرد به عنوان نگهبان انجا استخدام کردم.و حقوق یک ماه انرا هم به صورت پیش پرداخت به اون دادم.فردای اون روز هم نگهبان- مصمم -در سر کار خود اماده شده بود و اجازه ورود کارگران دایم منو هم به انجا نمی داد.من نیز در همان تراس منزلمون با سایر کارگران تخم مرغی رو اب پز کردم به طوری که نیم پخت شده بود اونو وسط تکه نانی قرار دادم و خوردم.تخم مرغ چون نیم پز بود نمی شد خورد.ومن نیز مقدار خام انرا دور ریختم و مابقی رو خوردم.فکر کنم تعبیر اون چنین باشه:/توالت به تعبیر دنیا .نگهبانی هم به تعبیر سود و منفعت-تخم مرغ پخته نیز تعبیر مالی که برنج و سختی بدست میاید .ان مقدار از خام تخم مرغ را هم که دور ریختم شاید دوری کردن من از مال حرام در ان مورد باشه.سرجمع انها را که ببندیم تعبیر انست که من پروژه جدیدی انشاالله نصیبم خواهد شد که در ان سود خوبی ولی با کلی سختی و مشقت برداشت خواهم کرد.انشاالله.امروز هم به من زنگ زدند و خبر از یک پروژه جدید دادند.

خواب افتادن چوبی در خانه

دو شب پیش خواب دیدم چوبی که در کنار دیوار حیات منزلمان ایستاده قرار داده شده بود به ناگاه افتاد.

خواب اشتی کردن و سلام کردن

امروز صبح رو خواب دیدم که لوازم کارمو از منزل داییم فرجام که مدتها با هم قهر بودیم خارج میکردم.با داییم اشتی کرده بودم.دختر ایشان و یک زن ناشناس دیگر هم وارد ان منزل شد که به من سلام کردند.پسرش هم به من سلام کرد اما من از اشتی کردن با اون خودداری کردم

خواب احمدی نژاد و موسوی

اولا واقعه غدیر خم و اغاز امامت پربرکات مولایمان علی ابن ابیطالب -علیه الاتهو تهیته و السلام-را بر تمام شیعیان نیک اندیش و از همه بالاتر بر رهبر گرانقدرمان -خامنه ای- حفظه الله -تبریک و تهنیت عرض می نمایم.دیشب رو که مصادف با شب غدیر خم بود خواب دیدم اقای احمدی نژاد بخانه ما امده بود و کاغذی هم در دستشان بود که نام مرا هم در ان نوشته بود کمی که با هم دوستانه گپ زدیم در کنار اسم من- علامتی تیک زد و رفت.باز در جایی دیگر ایشان را در مجلسی که در حضور اقایان موسوی و رفسنجانی و کروبی و چند تایی دیگر بودند دیدم و اقای موسوی ریش های خود را تراشیده بود و سیگاری هم در دست داشت و در جمع ان مجلس بدون رعایت حقوق اطرافیان مکرر سیگار میکشید. الان که تعبیر اونو مینویسم(۲۹/۹/۸۸) همین فتنه اخیر است که عکس امام مظلوممان را به اتش کشیده اند.علی لعنته الله علی القوم الظالمین.

خواب حصار

دیشب رو خواب دیدم که به محل کار اقای یوسفی رفتم و ایشان مقدار زیادی حصار داشت که من از ایشون خواستم تا اونا رو به من بده تا برا دور باغم استفاده کنم و ایشون هم قبول کرد.

خواب مراسم میهمانی اونهم میهمان گرانقدری چون شاهچراغ (ع)

شب سیزدهم ماه ذی الحجه امسال یعنی ۴ روز پیش خواب دیدم که در منزل ما مراسم ضیافتی برپا بود.خواهرم با مادربزرگ مرحومم در اشپزخانه مشغول خدمت بودند.یکدفعه متوجه شدم که مادر مرحومم به همراه دامادمان به منزل ما امد و مقدار زیادی (نمیدانم یا گوشت بود و یا خرما)برامون اورده بود.در همین حال دیدم که اقا احمدبن موسی علیه السلام از مجلس در حالی که مسموم شده بودند برخواستند و  به سرعت به سمت باغچه منزلمون حرکت کردند و انجا را که رسیدند جان به جان افرین تسلیم کردند و جگرشان تکه تکه بر زمین افتاد.خواهرم در حالی که به ایشان مینگریست به من گفت تو نگاه نکن و من هم دیگر نگاه نکردم. انشااله که ایشان مرا از ذکر این خواب خواهند بخشید.خدا مرا ببخشد اگر باز هم گناهی ازمن سر زده باشد.بنظر شما  تعبیر مسمومیت اقا شاهچراغ در منرل ما چیست؟

خواب باغ رفتن

امروز صبح خواب دیدم که یکی از حاج اقا های پول دار(حاج یوسفی) -باغی رو خریداری کرده بود و من به اتفاق ایشان برا ابیاری - به باغشون رفتم.وقتی به اونجا رسیدیم و مشغول ابیاری شدیم از طرف دولت- تعداد زیادی برا خراب کردن باغ  وارد اون شدند و از قضا -کاری هم نکردند و رفتند.به اقای یوسفی گفتم که اینجاها قیمت زمین چقدره؟(برا خودم میخواستم)گفت اینجاها زمین قیمت چندانی نداره چرا که مردم کودهاشونو در اینجا میریزند و از خواب بیدار شدم.تعبیر اون فکر کنم حاج اقای فوق که زمینی در دست احداث داره- اقدام به ساخت و ساز کنه -و شهرداری نیز در این راستا از اذیت و ازار لازم برخوردار باشه ولی بالاخره با کلی جریمه -اجازه ساخت رو بده و این که مردم کودهاشونو  رو در اونجا میریزند -اینه که در اون قسمت مردم پولهاشونو هزینه کنند و زمین اونجا هم گران بشه

خواب دعا کردن برا خودم

چند روز پیش خواب دیدم که دستم را به سمت اسمان برده بودم و این دعا رو زمزمه میکردم:پروردگارا-ای صاحب قلبها و تغییر دهنده انها-مرا براه راست هدایت و ثابت قدم بدار.و پناهم ده از اتش جهنم-برحمتت-ودر راه طاعتت عمرم را طولانی گردان-ورزق و روزی وسیع حلال به من عطا فرما-و از دیده رحمت بر من بنگر و مرا بیامرز.انشاء الله به امید استجابت این دعا که البته من انرا در عالم خواب به عربی ذکر کردم.

خواب نجاری

دیشب رو خواب دیدم که به همراه مادر بزرگ مرحومم و چند نفر دیگه از باغی بیرون امدیم و به طرف منزل ما امدیدم.وقتی به منزلمان رسیدیم مادربزرگم وسایل نجاری منو به من داد و به ان خیره شد داشتم با چکش نجاریم کار میکردم که دسته چوبی اون شکست و مادربزرگم به من رنده ام رو نشون داد که اون هم شکسته بود به من گفت اونها رو میبرم به پیش استادی تا برات درستشون کنه و مبلغ ۱۵۰۰تومان هم بیشتر نمی گیره من که از صداقت مادر بزرگم به وجد امده بودم گفتم نه مادر -شما پاتون درد میکنه و راضی به این زحمت نیستم.اما مادربزرگم دوست داشت برام خدمتی انجام بده-بعد دیدم که میخهای نجاری من بر روی زمین پراکنده شده .

خواب خوردن سبزی

امروز صبح رو که مصادف با صبح ۱۱ماه قمری بود خواب دیدم که مادر مرحومم ضیافتی برپا کرده بود و در اشپزخانه منزلمان مشغول طبخ غذا بود خواهرم بزرگم و پدرم نیز حضور داشت .بعد  کاسب محله بنام حاج عبدالله به منزل ما امد و مقدار زیادی سبزی های معطر برامون اورد سبزی هایی که از لطافت و سبز بودن میدرخشید مقداری از اون سبزی رو خوردم و به پدرم هم گفتم که از اون بخوره.پدرم نگاهی به اون سبزی ها انداخت و گفت اگر شما روزانه ۱۹ کیلو از این سبزی ها رو میخوردید هیچگاه گرفتار نمی شدید.من گفتم اخه کی میتونه ۱۹ کیلو سبزی بخوره؟ و از خواب بیدار شدم.در کتاب تعبیر خواب علامه مجلسی نقل شده که خوابی که در یازدهم ماه بوقوع بپیونده بعد از یک سال تعبیر میشه تا ببینیم چه میشه؟بهر حال هر چه هست حکایت از رزق و روزی حلال داره اما با مشقت فراوان -چرا که اون عدد ۱۹ فکر کنم کنایه از عذاب باشه چون تعداد چاههای جهنم و نگهبانان اون هم ۱۹ هست.از این به بعد میخوام خوابهامو با تعبیری که خودم از اون حدس میزنم بنویسم شما هم اگه نظری غیر از من دارید لطف کنید و ما را از فیض خوندن اون محروم نفرمایید.

خواب مرحوم مادربزرگم

دیشب رو که مصادف با شب عرفه بود خواب دیدم در یک زمینی مخروبه مشغول ساخت کارگاه شدم.مادربزرگ مرحومم نیز با یک کیف دستی بسراغم امد و ظاهرا قصدش نگهبانی انجا برای من بود با حالتی دوستانه به من نگاه میکرد به او گفتم مادربزرگ  به منزل ما بیا-گفت من با شوهر عمه ات زندگی میکنم و بعد کیفش را جا گذاشت و رفت.بعد یک موتوری با دو تا افغانی وارد کارگاه شد و در دست یکی از اونها چند تایی سنگ بود به او گفتم اگه سنگ ها رو زمین نگذاره به ۱۱۰ زنگ میزنم و اوهم همین کار رو کرد و رفت.جلوی همون کارگاه من نیز منزل مادربزرگ همسرم بود که اون هم از داخل منزلش نگهبانی کارگاه منو میداد

خواب نگهبان گماشتن و شلوار هدیه گرفتن

دیشب رو خواب دیدم که در باغی که متعلق به من بود کار میکردم و دو نفر کارگر هم داشتم که هر دوی اونها رو به نگهبانی باغ گماشته بودم.یکی فقط شب ها رو نگهبانی میداد و دیگری روز و شب نگهبانی میداد با خود گفتم اخه یک باغ که دو نفر نگهبان لازم نداره -باز دلم به حال اون کارگر سوخت و گفتم مسئله ای نیست بذار اونم باشه.بعد به خونه امدم و دیدم که عموم برام یه شلوار سفید هدیه  اورده بود اونو پوشیدم که کمی بلند بود خواهر معظمه ام اونو برام دوخت و منهم در حالی که شلوار کثیف شده بود پا کردم .

خواب سفره دادن مرحوم مادرم

دیشب زیارت جامعه رو با دلی شکسته خوندم و ثواب اونو هم هدیه به امواتمون کردم.از اینکه کارمو از دست میدادم خیلی ناراحت بودم.به هر حال خواب دیدم که انگار میهمانیی در خانه ما بر پاست.از اتاقم بیرون امدم و دیدم که تمام امواتمون در سالن نشسته اند و خوش و خرمند.سفره ای رنگین هم پهن بود که انواع و اقسام غذا ها در اون جا داشت.برادر مرحومم محمد حسین با مادر مرحومم و مادر  برزگ مرحومم و خواهرم بود.یک جایی هم از سفره برای من نگه داشته بودند و من که رفتم خیلی خوشحال شدم چرا که مادرم از هزینه من اون سفره رو تدارک دیده بود.مادرم یک سینی بزرگ برنج مخلوط با  گوشت وسط اون و مخلفات چرب و لذیذ به من داد .ومن مشغول خوردن شدم.هر کسی که غذاشو میخورد از سر سفره پا میشد و بیرون میرفت.تا اینکه پدرم هم از در وارد شد و اونم بر سر سفره نشست.ناگهان متوجه شدم که برادر مرحومم اقا محسن هم کنار سفره دراز کشیده و بخواب رفته.از مظلومیتی که بر او گذشته بود زار زار گریه کردم و بر ظالمین حق وی نفرین کردم.(اراذل اوباش -اقا محسن رو- که ازارش به یه مورچه هم نمیرسید- در سال ۱۳۸۶ -بجرم اینکه فقط یه بسیجیه- بقتل رساندند)پدرم به من گفت تو باید به محسن میگفتی که به همراه پدرش در گاراژ کارکنه نه اینکه خودت بخواهی.من نیز در گوشی به برادرم گفتم تا پدر دو دانگ از گاراژ رو بنام تو نزنه پاتو هم داخل اون نگذار و اونم چیزی نگفت.بهر حال بعد از سرو غذا -به همراه مادر مرحومم و خواهرم به جایی رفتیم و انجا دوباره مادرم برا همگیمون ساندویج نون گرفت.

خواب برادران مرحومم

از بس خواب میبینم دیگه حال و حوصله نوشتنشون رو ندارم.ولی بازهم نوشتن اونها بهتر از فراموش کردنشونه.لااقل یه جوری عالم بعد از مرگ رو قبلا تجربه میکنم.چند شب پیش خواب دیدم که دو برادر مرحومم -حسین  و اقا محسن خدابیامرز به میهمانی من امده بودند.احترام خاصی برام قایل بودند.شب که شد رفتیم که  بخوابیم اونها در همان پایین سالن دراز کشیدند و من هم به اتاق خودم در بالای سر انها رفتم.برگشتم و از اونها خواستم تا در جای بهتری بخوابند ولی قبول نکردند.و از خواب بیدار شدم.شاید گفتن این مطلب کمی خودنمایی باشه ولی فکر کنم زیارت ائمه معصومین رو که میخونم و ثواب اونو به امواتمون هدیه میدم واقعا هم بدستشون میرسه.یادمه دایی مرحومم شبی رو به خوابم امد وگفت دایی بخدا قسم که تو حاجی هستی.به هر حال اثرات خواندن زیارت معصومین برای من-ثوابشون برای اموات.

خواب یکی از دوستان مومن

یکی از دوستانم که شخص متدینی هم هست چند شب پیش خوابی دیده بود که چون تعبیر اونو عمومی میبینم در اینجا نقل کردم.خواب دیده بود که زلزله شدیدی بوقوع پیوسته بود و از اسمان اتش میبارید.فکر کنم تعبیر اون فتنه ای باشه که از جانب دولت بخواد بوقوع بپیونده.الله اعلم.پناه میبریم به خدا.

خواب خشم گرفتن پدرم

بعضی ها میگن خواب دنباله اثرات افکاریه که در طول روز بدان مشغول بوده اید و تعبیری نداره.ولی من چیز دیگری رو به تجربه دیده ام .سه روز پیش به پدرم در مشهد زنگ زدم و گفتم اخه این چه دینیه که شما دارید؟فرزندانتون رو همینجوری به امان خدا رها کردید و یک ریال از ارثیه اموالتون هم بدستشون نمیدید و همه رو دارید وقف میکنید.در حالی که فرزندانتون زندگیه سختی رو دارن سپری میکنند.شب همین روز خواب دیدم پدرم با عصبانیت به خانه ما امده و خشمگین از اینکه چرا من عنوان تقصیم ارثیه رو مطرح کرده ام.صبح که از خواب بیدار شدم تعبیر اونو چنین یافتم:افتادن از بلندی.با خودم گفتم چون در فکر پدرم بودم این خواب رو دیدم.اما امروز تعبیر واقعی اونو دریافتم.قرارداد پروژه جدیدم به هم خورد و خیلی حالمو گرفت.