در روز 5 ماه(بقولی خواب  بعد از یک سال تعبیر میشود)

امروز پس از مراجعه به دارالرحمه بر سر قبور امواتمان حاضر شدم و برای انها مخصوصا مادر –مادربزرگ و برادرهایم دعا کردم.عصر را در منزل بخواب رفتم و خواب دیدم که مرحوم برادرم محسن-برای دیدوبازدید سال نو به سراغم امد.حال و احوال خیلی خوبی داشت .داشتم وسایلم را از ماشین پیاده میکردم که ناگهان متوجه  شدم که ایشان مرده است.به او گفتم شما اینجا چکار میکنید؟گفت برای دید و بازدید اقوام امده ام.در دلم گفتم شاید اعمالش خوب باشد که این چنین ازادانه مثل ما زنده ها میتواند گشت و گذار کند به او گفتم برادر –میشه یه خواهش ازت کنم؟گفت بفرما-گفتم میشه در حق من یه دعا کنی؟و بعد- های های- از اعمال خودم گریه کردم-گفت فقط  یک دعا؟(منظورش این بود که من مدام شما را بیش از یک دعا- دعا میکنم)بعد گفت برادر چرا شما این چنین گریه میکنید شما زیاد اشک میریزید.و از خواب بیدار شدم.