خواب رهبری

چهار روز پیش خواب دیدم رهبری اقای خامنه ای آمده بود بخانه ما و سر سفره ی غذای ما نشسته بود،خدا بخیر بگذراند،فکر کنم تعبیرش گرفتن پول زور حکومتی از من باشد،حال یا مالیات و یا مسخره بازی‌های دادگاه‌های ظلم و زور

خواب تریاک کشیدن

این خواب بدلیل بداموزی،در تاریخ آن درج نشد،اما تعبیر جالبی داشت،چند روز پیش خ آب دیدم که در دفترم،شروع به تریاک کشیدن کردم به حدی که بوی ان،تمام دفترم را فرا گرفته بود،فردای همان روز،مشتری امد و بی هیچ دغدغه ای،سفارش یک پروژه ی جدید را داد،کل پول آنرا جلو جلو هم کارت کشید و رفت و من توانستم قسمتی از بدهی ها رو پرداخت کنم،و واقعا ارام شدم،دقیقا مثل راحتی بعد از خماری معتادان،البته من خودم هیچ گونه مواد مخدری مصرف نمیکنم ولی بعضی از کارگران که تریاک می‌کشیدند را میدیدم

خواب مرحوم پدرم

نمیدانم چرا هر شب ،مرحوم پدرم به خوابم می اید،دیشب خواب دیدم که در سالن خونمون بودم،مرحوم پدرم هم پیشم بود،ناگهان صدایی عجیب مثل جیغ های وحشتناک،از کنار سالن بلند شد بدون آنکه بدانیم مسبب آن کیست،بعد به پدرم گفتم این جنیان هستند که ما را اذیت میکنند،پدرم گفت،بسم الله الرحمن الرحیم،و فورا آن صدا ها قطع شد و از خواب بیدار شدم

خواب شیر

خواب دیدم تو باغ خواهرم بودم و از اونجا،محوطه ی بیرون از باغ و که مردم برا تفریح نشسته بودند تماشا میکردم،یهو دیدم حیوانات پراکنده ی اونجا مثل سگ های ولگرد و یه چند تا اسب ،شروع به گریختن میکنند،فکر کردم پلنگ امده،دیدم شیری درشت جثه آمده، امدم فرار کنم که دیدم دست و پایم سنگین ست و نمیتوانم بسرعت فرار کنم که از خواب بیدار شدم

خواب مرحوم برادرم و زیارت عاشورا

دیشب خواب میدیدم با تاکسی به طرف خانه ام رفتم،وسط راه من و پیاده کردند و پیاده به راه افتادم،اما نمی‌دانم چطور شد که خود را در یک جیپ قوی دیدم که خودمم راننده اش بودم،به خانه رسیدم،دیدم مرحوم برادرم سر سفره نشسته،اما سفره ای که خالی بود.من هم سر سفره نشستم و زیارت عاشورا خواندم و برا حسین علیه السلامکلی اشک ریختم و برادرم (مرحوم محمدحسینکه ۳۳ سال قبل فوت شده بود)نیز به همراه من تباکی میکرد

خواب شهید رییسی عزیز

دیشب خواب میدیدم با هیئتی بهمراه رهبری،رفته بودیم در اجلاسی بین المللی،اونجا از ما سووال میکردند که این دستاوردهاتون و چه جوری بدست اوردید،تا به قطعه ای رسیدند که واقعا پیچیده و غیر ممکن بود،ما در جواب ماندیم که ناگهان رهبری اقای خامنه ای بجای ما پاسخ دادند و گفتند این از فضل و کرم مولی امیرالمومنین بود که علمش را بما اعطا کرد،و ما همه اشک در چشمانمان حلقه زد،بعد آمدیم و در جایی،دیدم اقای رییسی،در حالی که بسیار جوان و زیبا رو شده بود،به نزد من امد،چقدر زیبا و دلنشین،بهش گفتم اقای رییسی،اون چند نفر دیگر هم که باهاتون بودند،اونا هم پیش شما هستند،گفت خیر،گفتم چرا؟گفت شاید آنها مرده باشند،منظورش این بود که من شهیدم،بعد بهش گفتم این جا که فعلا ما هستیم بهتر است یا جایی که شما هستید؟گفت اینجا بهترست،بعد یک کره اسب دراز و لاغر ، آمد و کنار ما ایستاد و بعد هم رفت،ما از هم جدا شدیم و بخانه امدم،در حین راه،به بازارچه ی محلمون که رسیدم،رضا فرجام و دیدم که جلوتر از من میرفت،بهش سلام کردم،و آن هم جواب سلام مرا داد،و گفت حسن آقا بیا و خانه ی جدید مرا ببین،من هم برگشتم،دیدم یک آپارتمانی بود با نمای گلی و پوسیده،که طبقه ی بالای آن کاظم فرجام منزل داشت و واحدی از زیر زمین آنرا مربوط به رضا فرجام که پسر دایی پدرم نیشود بود،من نزدیک آن مجتمع نشدم و برگشتم و بخانه رفتم که از خواب برای نماز صبح بیدار شدم

خواب نانوایی و مرحوم پدرم

پریشب خواب دیدم به در دکان نانوایی رفتم ،دو دهنه ی بزرگ بود،دهنه ی اول را ایستادم که نان سنگگ بگیرم،مرحوم پدرم امد و یک نان سنگگ درشت گرفت و رفت اما نوبت من که رسید دستگاه خراب شد و بمن گفتن برو سمت اونطرف،اعصابم خورد شده بود رفتم تو صف اونوری،هی میگفتم ولش کنم جای دیگه،باز میگفتم بذار حالا که اینجا ایستادم،از خواب که بیدار شدم همانروز مشتری بهم زنگ زد و داشت معامله جوش می‌خورد که یکدفعه بهم خورد

خواب کعبه

دیشب ساعت ۴ ،خواب میدیم کنار کعبه بودم،هی به کعبه خیره میشدم و میگفتم السلام علیک یا رسول الله،کنار حجر الاسود رفتم،ولی سفید بود،دستی کشیدم و دیگران هم همینکار را انجام میدادم،خلاصه همینجور که از جمال کعبه لذت میبردم،از خواب بیدار شدم،البته دوستان اینرا عرض بکنم،که کعبه،بتنهایی سنگیست جامد،اصل بر ذات احدیت دارد که نظرات را جلب به این مکان نموده،و کسی که رو به کعبه،پرستش میکند،ذات احدیت را ستایش میکند

خواب دو تا خرس در اپارتمان ما

دیشب خواب میدیدم توی یک اپارتمان نوساز زندگی میکردیم،یه خرس بزرگ با توله اش امد توی مجتمع،بعد خرس مادر رفت و توله اش بهمراه سگ های داخل مجتمع باقی ماندند،امدم که ته مانده غذا رو دور بریزم توله ی خرس به من حمله ور شد،‌گوشش را گرفتم متوجه شدم که چقدر زور دارد

خواب مرحوم پدرم

دیشب خواب میدیدم که مرحوم پدرم آمده بود و خورده نان‌های دور ریز سفره را بمن نشان داد و گفت خورده نان‌ها را دور نریز، بمن بده،

خواب مرحوم پدرم

دیشب،قبل از اذان صبح،بی اختیار از خواب بیدار شدم ،وضو گرفتم و نماز شب خواندم،حبیبم ،رفیقم،محبوبم،تنها کسم،تنها تو را می‌خوانم و هیچ امیدی به کسی ندادم،از من قهر نکن،من غیر از تو را ندارم،هر چند خیلی بزرگی،و من خیلی کوچک،اینها را در دلم زمزمه میکردم که نوبت به خواندن قنوت نماز وتر رسید،الهم الغفر مادرم،برادرم،پدرم که یهو صدای اذان صبح را شنیدم و ادامه ندادم و نماز را به اتمام رسانیدم،آداب نماز شب را همه می‌دانند ولیکن،همین نکته را عرض کنم برای آنان که این را نمیدانند،که نماز وتر،یک رکعت است و آخر نماز شب خوانده میشود،و برای ۴۰ نفر اموات نزدیک و مومنین و مومنات،طلب آمرزش خوانده می‌شود و بعد هم ذکر های دیگر که مجال ذکر اینجا نیست،به هر حال بعد از نماز صبح خوابیدم و خواب دیدم مرحوم پدرم،در جمع خانواده اش نشسته بود و من یک عدد بيسکوئيت ساقه طلا،با دست خودم به دهان ایشان هدیه دادم،تعبیرش شاید این باشد که همان یک جمله اللهم الغفر مرحوم پدرم،بمنزله ی یک عدد بيسکوئيت ساقه طلا که تعارف مردگانمان کرده باشیم،دوستان،عاق والدین را جدی بگیرید و به پدر و مادر خود ،مخصوصا اگر مرده باشند،بدگویی نکنید که کسب و کارتان،و یا سایر امورات زندگیتان بر هم میریزد

خواب مار

دیشب خواب دیدم مرحوم برادرم که سالهاست فوت کرده،به عیادت من آمده بود،ناگهان ماری در خانه ظاهر شد و من نیز به قصد کشتنش اقدام کردم که از طریق سقف اتاق،گریخت

خواب مار در خانه

چندی پیش خواب دیدم زن عموم به خانه ی ما آمده بود و تعدادی مار در خانه ی ما بود،زن عموم وحشت کرد و گفت ،خانه ی شما،مار دارد.و تعبیر آن نیز همان دشمنی هاییست که بی آنکه کوچکترین دخالتی در ایجاد آن داشته باشم،توسط خواهرهام بر سر موضوع تقسیم ارث،ایجاد گردیده است

خواب مارهای غول پیکر

دو هفته پیش خواب دیدم که در کنار محل کارم، یک بیابان بی آب و علف بود که چند تا مار غول پیکر،هر کدام به قطر یک متر و درازای بیش از بیست متر،حلقه زده بودند،شخصی با کت و شلوار سورمه ای،که حدودا پنجاه ساله بود،با پراید به دیدن من امد،بعد گفت من میروم با آنها صحبت کنم،رفت و نزدیک مارها که شد،ناگهان یکی از مارها به سمت اون حمله کرد و او را بلعید و سپس به سمت من خیره شده بود،من نیز با شجاعت تمام ،در فکر بیلی بودم که آنها را بکشم.اما مارها،انگا. اذن حمله به مرا نداشتند.و از خواب بیدار شدم.کارم را بخدا میسپارم و فقط او را نگهبان و وکیل و یار و یاورم انتخاب میکنم،از بعد از فوت پدرم،دو تا خواهرم،برا تصاحب مال بی ارزش باقیمانده،چه دشمنی ها که بمن نکردند.واقعا عجب دوره و زمانه ی سختی شده،دشمنی حتی در خانه ی ما هم رخنه کرده

تعبیر و تاویل خوابهای صادقه ی من

در اینجا تأویل و تعبیر واقعی خوابها را از روی تجربه شخصی خودم،خواهید فهمید.خوابها را مجدد مرور میکنم و اکنون که سالها از آن میگذرد،کاملا از حقیقت آنها با خبر شده ام و در ادامه ی آن مطالب ،انچه بعدا اتفاق افتاده را که همان تاویل واقعی خواب مذکور بوده،اضافه میکنم

خواب امام خمینی

البته دیدن خوابهای صادقه،بشارتیست برای بیننده خواب،خواب دیدم امام خمینی آمده بود و به من گفت ،شما دیگه چرا اینجور مرا قضاوت میکنید؟

خواب اصلاح کردن موهای پشت سر

امروز صبح خواب دیدم به ارایشگاه رفتم و موهای پشت سرم را کوتاه کردم.فک کنم انشالله بدهی هام مرتفع بشه

ملتمس دعای خیر

این روزها حسابی داغونم.نمیدانم چرا هر چه دعا میکنم فرجی نمیشود.خواهشا اگر مطلبم و گرفتید برام دعا کنید.

خواب فاطمه زهرا سلام الله علیها

حیفم امد این خواب و ننویسم.بواسطه مشکلات افتصادی،10 سال بیکاری رو تجربه کردم-به هر وسیله ای برای کار متوسل شدم -نا امید و افسرده-تا اینکه شبی رو خواب دیدم بانویی جلیل القدر و نورانی از دور با اشاره بمن فهماند که اگر میخواهی مشکلت برطرف شود به این متوسل شو و در خواب تصویر یک منبری چوبی که بر روی ان تمثال دست راستی بود نشانم دادند و از خواب بیدار شدم.اون زمان تعبیر اون برام مهم نبود چرا که همه چیز رو بر علیه خودم میدیدم.بالاخره تصمیم گرفتم مدارک دانشگاهیم و صرفنظر کنم و از صفر شروع کنم یعنی کارگری ساختمان-از کارگری جوشکاری صفر شروع کردم انهم بطور مجانی-جایی مشغول بکار مجانی شدم.بعد از 8روز بیگاری،انجا را ترک کردم و جایی دیگر به سراغ کاری که بمن حقوق بدهند رفتم.ظهر شد و کارگاه تعطیل-برایم سخت بود که با جماعت کارگری افاغنه و غیره همنشین شوم مخصوصا که برای نماز جا نبود و مورد تمسخر انها بودم-به مسجد نزدیک اون محل رفتم و وضو گرفتم و مشغول نماز شدم.اهدناالصراط المستقیم... که چشمم به منبر مقابلم افتاد که همانند اونی بود که در خواب دیده بودم.نمازم که تمام شد پرسیدم که نام این مسجد چیست؟گفتند مسجد ابالفضل ع است و روزهای چهار شنبه مردمان زیادی برای حل مشکلاتشون به این مسجد میان و دعا میکنند.گفتم یا ابالفضل حالا که تازه پیداتون کردم کار منو سر و سامان بدهید منهم یکدرصد درامدم را وقف شما میکنم.چند روز بعد -از اون کار هم انصراف دادم و جای دیگری مشغول بکار شدم.القصه به یکماه نرسید که شدم پیمانکار اسکلت فلزی-انقدر کار و بارم رونق گرفت که روزی حساب کردم دیدم اگر بخواهم یکدرصد سهم مسجد ابالفضل (ع )و بدم پول زیادی خواهد شد.شیطان ملعون فریبم داد و سهم مسجد را یکهزارم درصد واریز کردم.از اون روز تا به حالا هر چه کار میکنم باد می اورد باد میبرد....

خوابی دلنشین در وسط نماز شب

 در حرم امام رضا ع  در وسط نماز وتر- بودم.که یک دفعه پرده ای از جلوی چشمم کنار رفت و خود را در نزدیکی بوستانی پر از گل مشاهده کردم.ایت الله شهید دستغیب هم کنارم ایستاده بود.کمکم میکرد میگفت بگو الهی العفو-الهی العفو  و من نیز چنین میکردم و با هر الهی العفوی یک قدم منو به سمت بوستان نزدیک میکرد ان بوستان گل و روح و ریحان بود.چشمم رو که باز میکردم چیزی نمیدیدم اما همین که میبستم ایشان رو خیلی مجسم و واقعی جلوی خودم میدیدم.

خواب زیارت امام رضا ع وجارو کردن حرمش

صبح امروز خواب دیدم برا مشکلم به حرم امام رضا رفتم.خوب از همون ورودی اولش همچی با حضور و دلشکسته -بابام و دیدم که گوشه ای از حرم و دراز کشیده و استراحت میکرد.خلاصه کلی اشک ریختم.بعد رفتم جلو و وارد حرم شدم.قسمت ضریح خلوت بود امدم وارد صحن ضریح بشم که در و جلویم بستند.البته در هم شیشه ای بود.به هرحال همونجا شروع کردم به های های گریه کردن.ناگهان پدر زنم و دیدم که از قضا برا زیارت امده بود میخندید و با دوستاش صحبت میکرد.میگفت حسن اقا هر وقت هوایی میشود سر از امام رضا در میارد.با خودم گفتم اینم از شانس من که تو این موقع و مکان ،ایشون تو تورم بخوره.القصه در شیشه ای باز شد و وارد ضریح شدم که البته ضریحی ندیدم.گوشه ای نشستم و مناجات کردم بعد دیدم خادم دست منو گرفت و یک جارو بمن داد و گفت که حرم و جارو بزنم.من هم  همینکار و کردم-تعبیر اون چنان شد که امروز عصر در پی تماس تلفنی با پدرم در مشهد -حرفی بمیان اورد که زیر پای مرا جارو کرد-به عبارتی بینمان به هم خورد.

خواب مرحوم مادربزرگم

دیشب خواب مرحوم مادربزرگم و که بسیار متدین بود دیدم.بمن گفت علت همه گرفتاریهای شما نفرین پدر و مادرته که پشت سرته-و از خواب بیدار شدم.هر چه فکرش را میکنم بی احترامی به انها نکردم.فقط از پدرم بخاطر مال دوستی بیش از حدش متنفرم و دایم در نمازها و دعاها نزد خدا شکایتش میبرم.اما باز هم کوچکترین بی احترامی به ایشان نکرده و نمی کنم.اما چه کنیم که دل به دل راه داره-اون میفهمه که من ازش بدم میاد و دارم در نزدش زبون بازی میکنم.خوب چه کنم دیگه-شما هم اگر تنها وارث پدر پیر و ثروتمندتون باشید و از شدت بخل حاضر به پرداخت یک ریال از ارثیه برحقتون نباشه و خودتان زندگی فقیرانه ای رو سپری کنید همین حال و داشتید

 

خواب تریاک کشیدن

دیشب خواب دیدم که داشتم تریاک میکشیدم.امروز که پدرم درامد- یک روز سخت و طاقت فرسا.همش بیگاری بود .انهم مجانی

خواب خوردن حلوای شیرین

دیشب خواب دیدم مقدار کمی از یک حلوای شیرین رو خوردم.تعبیر اون چنان شد که امروز دو تا طلب حساب داشتم که به راحتی و شیرین نصیبم شد

خواب مار کبرای مشکی

دیشب خواب دیدم مار کبرای مشکی رنگی به خانه ما امد.شاید تعبیرش خواهرم بود که امروز بخانه ما امد.الله اعلم

خواب شستن گربه

چندی پیش خواب دیدم مرحوم مادرم گربه ای رو در خانه ما  میشست.صبح که از خواب بیدار شدم هنوز صبحانه نخورده بودم که گوشیم زنگ خورد و گفتند که دیشب مقداری وسایلتون و بسرقت برده اند-خوشحال شدم که لااقل همین مقدار ضرر کرده ام-اما از طرفی وقتی وارد باغ هم شدم دیدم که ردپای دزد به اونجا هم سرایت کرده-دزد ازخدا بیخبر رفته بود و به درختها و سگای نگهبان اب داده بود-من ساده لوح هم چیزی متوجه نشدم-تا روز بعد که رفتم متوجه مرگ سگها و سرقت تمام وسایل من در باغ شدم-دزد بی حیا جلوی سگها سم گذاشته بود-اری تعبیر خواب شستن گربه یعنی اینکه دزد می اید و تمام زندگیتونو میشورد و میبرد.

خواب شوهر کردن خواهرم

چندی پیش خواب دیدم که خواهرم میخواهد ازدواج کند تعجب کردم خواهرم که شوهر داشت-فردای ان روز مدام دلهره داشتم که ممکن است خواهرم بمیرد-خلاصه به کسی هم چیزی نگفتم تا اینکه چند روز بعد یکی از دستگاههای شرکتمو بسرقت بردند-وقتی خواستم ماجرای سرقت دستگاهمو برا بقیه تعریف کنم ناخوداگاه این جور گفتم که دستگاه فلانمم  شوهر کرد-که ناگهان متوجه تعبیر خوابم شدم-اری  تعبیر خواب شوهر کردن خواهرم -منظور بسرقت رفتن وسیله کاریم بود نه مرگ خواهرم.

سخنی پخته تر

اکنون که به سن ۳۷سالگی رسیده ام کما بیش تلخی و شیرینی روزگار رو چشیده ام.روزگار ما بدست ماست انچه برای خود ساخته باشیم.گرفتاریهای عجیب و غریب چندین ساله خودمو بدست توانمند امام رئوف علی ابن موسی الرضا علیه السلام مکرر رفع کرده ام-اکنون با دلی سرشار از امید با پشتوانگی کرم علی ابن موسی الرضا ع به جرات خیالم اسوده است.تعبیر خوابها هم به خود بیننده خواب برمیگردد.معمولا نیز تعبیر دنیوی دارد و نه اخروی-

جدید

سکوت سکوت سکوت-هر چه نگویم و ننویسم بهتر است

                                فتنه های اخیر

امروز عصر رو که میخواستم از محل کارم به خونه برگردم با ترافیک سنگینی مواجه شدم .ماشین های پلیس از ساعت 2 بعد الظهر امروز خیابان های مرکز شهر شیراز رو بسته بودند.اگه هم خبری نبوده باشه خودشون اتیش بیار معرکه شده بودند.ای کاش امام زنده بود.که اگر بود با شجاعتی که داشت یک تنه به مبارزه با سران فتنه میرفت و هیچ ملاحظه کاری هم نداشت.عجیبه- اقا موشه  راست راست ذل زده تو چشمای حاج اقا فیله-داره هر غلطی که دلش بخواد میکنه-حاج اقا فیله  با این جثه و هیکلی که داره جرات اینکه چیزی بهش بگه یا کاری بکنه نداره-جورش هم باید امثال ما بکشیم. به هر حال من این ایه رو از قران کریم یافتم که بی ربط به این موضوع نیست.ایه 9 سوره مبارکه بروج:ان الذین فتنواالمومنین و المومنات ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم و لهم عذاب الحریق:بدرستیکه کسانی فتنه بر پا میکنند بین مومنین و مومنات  -سپس توبه هم نمیکنند بر انها هم عذاب جهنم است و هم عذاب حریق. اری سران فتنه  نه توبه میکنند و نه دست از شیطنت بر میدارند.روی همه اونهایی هم که بهشون رای دادند ...کردند.