خواب خرید موتور سیکلت نو
دیشب رو که مصادف با شب سوم ماه بود خواب دیدم گربه ای ماده به خانه ما امد و دو سه تایی هم بچه داشت که اونا رو در خانه ما رها کرد و رفت.توله های زیبایی بودند.من اونا رو گرفتم و در یک پلاستیک سیاه حبس کردم و در فکر زنده بگور کردن اونها بودم که از گناه اون مردد بودم تا اینکه از خواب بیدار شدم.
شب 30 ماه بود که خواب دیدم کامیونی سنگ سبز ساختمانی برای ساختمان اقای کریمی در منطقه هفت توت (یکی از کارفرمایانی که اخیرا براش ساخت و ساز میکنم )اورده بودند.سه تایی از اون سنگ ها رو هم جلوی من انداختند.ولی رگه های سرخ داشت.
شب 29ماه بود که خواب دیدم که پدرم تمام وسایل موجود در کارگاهش رو به قیمت یک میلیون تومان فروخته بود.اون شخص هم همه وسایل اونجا رو برده بود.بعد پدرم کارگاه رو تبدیل به چوب فروشی کرده بود و رنده ای هم قرار داده بود و داشت قسمتی از چوب یک دریچه را رنده میکرد.به او گفتم چرا شما این کارها رو میکنید.شما که نجار نیستید.گفت اگر برام مشتری بیاد کلی چوب بارش میکنم.من هم گفتم لااقل یکی رو بفرستید یه جایی تا نجاری یاد بگیره و بعد بیاد یاد شما بده.