خواب سجده برای حق تعالی

امروز عصر رو خواب دیدم که یکدفعه هوس حقتعالی کردم.به سجده افتادم و های های گریه کردم همچنانکه اشک میریختم روحم به عالم بالا میرفت.اول در تاریکی بودم ولی به خود گفتم من هیچ تعلقی غیر از ذات پاک پروردگارم نمی خواهم.باز هم بالا رفتم تا به نور رسیدم باز هم راضی نشدم و همچنان هوس بالا رفتن داشتم و اشک میرختم و بالا میرفتم .هر چه بالا می رفتم باز هم راهی دراز بود و تمامی نداشت تا اینکه در همان حال توقف کردم  و از خواب بیدار شدم

خواب خرید چرخ خیاطی

امروز صبح  که مصادف با اخر ماه ذی الحجه بود خواب دیدم به بازاری رفتم و در انجا به مغازه چرخ خیاطی رفتم.چندتایی چرخ رو قیمت گرفتم و بالاخره یک چرخ رو انتخاب کردم که خیلی زیبا کار دوختن رو انجام میداد.

خواب بارگاه کاظمین علیهماالسلام

دیشب رو که مصادف با سالروز شهادت امام جواد علیه السلام بود خواب دیدم بارگاه امام جواد بسیار مجلل و باشکوه بود

خواب هدیه

چند شب پیش خواب دیدم که دامادمان برامون ۳تا کارتون بستنی اورده بود.خواهرم از اینکه ۳تا کارتون بستنی - برای ما زیاده- بیتابی میکرد و کاری میکرد که من به اون تعارف کنم که مقداری از اون بستنی ها رو به خانه خودشون ببره.که از خواب بیدار شدم

خواب زمین خوردن فرزندم

دیشب رو خواب دیدم مرحوم برادرم برای فرزندم یک اسباب بازی اورده بود.من هم یک اسباب بازی دیگه جلوی اون گذاشتم و گفتم ...ادامه مطلب...بعد فرزندمو به کارگاهی بردم و اونو درکناری رها کردم و چند لحظه به کارای خودم رسیدم.یکه دفعه دیدم که فرزندم سینه خیز از پله های انجا بالا رفته بود و به وسط  پله ها که رسیده بود ناگهان غلطی خورد و از پله ها پایین افتاد و بیهوش شد.شتابان به سمت اون رفتم و ارزو میکردم که خواب باشم و اونو بغل گرفتم و شروع کردم به صدا زدن امام رضا علیه السلام.اشک میریختم و میگفتم السلام و علیک یا علی ابن موسی الرضا.بعد یک دفعه دیدم که فرزندم خوب شد و فقط استخوانهای پشتش کبود بود و از خواب بیدار شدم
ادامه نوشته

خواب زلزله و کتک خوردن خاتمی-کروبی و بزرگ شدن سر احمدی نزاد و اطرافیانش

دیشب رو خواب دیدم که زمین و هوا با هم میلرزید طوری که احساس میشد که عالم میلرزد.بعد اقای خاتمی رو دیدم که در یک همهمه عمومی به دست عده ای کتک میخورد و وامصیبتا وامصیبتا سر میداد.اقای کروبی نیز همینطور.عمامه و عبایش را کشیدند و او را کتک زدند.بعد اقای احمدی نزاد رو دیدم که در یک سفر استانی با چهره ای مبهم در حالی که جلوی سرش بزرگ شده بود با مردم مصافحه میکرد.اطرافیانی هم که داشت مثل خودش سرشان از سمت جلو بزرگ بود.با خود گفتم که چرا سر اقای احمدی نزاد و اطرافیانش به یک شکل بزرگ شده است و از خواب بیدار شدم

بازم خواب ابالفضل (ع)

چند روزی بود که بیکار شده بودم و مدام دست بدعا و استغاثه برده بودم.تا اینکه کمی ناامید شده بودم .دیشب رو خواب دیدم به همراه همسر و فرزندم به زیارت امام رضا (ع) رفتیم.در انجا با همسرم اختلاف پیدا کردیم و من نیز در رو به حرم امام رضا ع کردم و کلی اونو نفرین کردم.از اینکه اونو به زیارت امام رضا برده بودم خیلی پشیمان بودم.بعد از انجا به شیراز برگشتیم و من به تنهایی یک کوله پشتی رو برداشتم و درون اونو ۲ تا سرنیزه با یک مهر کربلا و دوربینم گذاشتم و برای زیارت  کربلا روانه شدم.اتوبوس ها از شاهچراغ شیراز عازم کربلا میشدند و من هم به انجا میرفتم.در وسط راه به یک منطقه نظامی رسیدم که وارد اون شدم و از در دیگر اون خارج شدم همینکه میخواستم خارج بشم یک سربازی نگهبان انجا بود که منو صدا زد و از خروج من جلو گیری کرد.کیفمو گشت و همینکه چشمش به مهر کربلا افتاد گفت کجا میخواهید بروید؟گفتم کربلا ناگهان بر گریه شد و گفت در کربلا که رفتید مرا هم دعا کنید مخصوصا بین الحرمین که رسیدید یک مقدار نوری حتما همراه شما خواهد بود که میتوانید شفاعت کنید اگر بچه ای یا ناتوانی در سر راه خود در بین الحرمین دیدید دستی بر سرش بکشید  احتمال شفا هست و من هم به راه خودم ادامه دادم نزدیک به حرم شاهچراغ که رسیدم  اونطرف خیابان یک پسته فروشی بود که رفتم و مقداری پسته از اون خریدم و اونو در اب ریختم و شستم و بعد هم خوردم که از خواب بیدار شدم

خواب میهمانی

دیشب رو خواب دیدم به منزل پدرزنم در یک مکان دیگر رفتم.ایمان (کارگرم)و چند تایی دیگه هم بودند خونه ای بزرگ و ساده .پدر زنم خیره کنان مدام به دیوارهای فاقد نقاشی اون مینگریست.

خواب دیشب-برادرم مرحوم محمد حسین

دیشب رو خواب دیدم که مرحوم برادرم در اشپزخانه خونمون....
ادامه نوشته

خواب دریافت پول از طلب کار

خواب دیدم زنگ زدم به اقای کاراندیش(بدهکار) و ایشون هم امد و مقداری بمن پول داد یه مقدار هم چک که از خواب بیدار شدم .فکر کنم اگه پشت گوشمو دیدم پولمو هم از دست اون خواهم دید!

خواب دیشب

دیشب رو خواب دیدم که دایی رحیمم با پسرش علی به خانه ما امده بودند.ظاهرا علی سر و روشو حنا اندود کرده بود.بعد از اون به پاسگاهی در قم اباد رفتیم و انجا به ناحق زندانی شدم.زندان بان انجا دایی احد بود.به من گفتند که شما تا ۳ماه باید حبس بکشید.باز گفتند که شما عفو خوردید.اما دایی احد منو از زندان ازاد نکرد.و ۶نفر دیگر رو که فکر کنم یکیشون مرحوم حمید هدایت بود ازاد شدند.خیلی ناراحت بودم از اینکه باید ۳ماه رو حبس بکشم خیلی نگران بودم و از طرفی غبطه اینکه چرا دایی احد در حق من ظلم کرد.داییم گفت که باید خوش اخلاق بشی تا ازادت کنم.نمیدانم چی شد که موقتا ازاد شدم و سر از خونه خواهرم دراوردم.فرزندم در غیاب من خیلی یتیمی کشیده بود و خواهرم به فریاد اون رسیده بود و به منزل خودش برده بود و از اون محافظت میکرد.گلایه دایی احد رو به خواهرم کردم و در این فکر بودم که چگونه حبس رو تمام کنم که از خواب بیدار شدم.

خواب ترس

دیشب رو خواب دیدم که به همراه یه کسی به مغازه حاج مسعود(یکی از بدهکاران بد حساب مال مردم خور که قبلا ۹میلیون پول منو خورده) دستبرد زدیم.اتفاقا تمام قفلهاش هم باز میشد.رفتیم و سر گاوصندوقش ۲فقره چک برداشتیم و یک امضا قلابی پاش زدیم و فرار کردیم.فرداش از اینکه حاج مسعود پی گیری ماجرا کنه خیلی میترسیدیم.چک ها هم که مهر لازم داشت و بدون مهر پاس نمیشد.هرچه در مغازش رفتیم تا بلکه یه جوری دوباره اون چک ها رو سرجاش بگذاریم تا از خشم اون جلوگیری بشه نشد که نشد.هرچه به اون سلام کردم بلکه جوابی بشنوم باز نداد که نداد

خواب خارو سبزی و نصیحت مرحوم برادرم

دیشب رو خواب دیدم که ساخت یک اسکلت فلزی رو به اتمام رسانده بودم و دست مزد اونو سبزی خوردن و یک شاخه خار خشک شده بزرگ گرفتم و به خانه اوردم.اونو به مادر مرحومم دادم و مادرم نیز سبزی ها رو پاک کرد و دوباره همون خار رو روی اونها گذاشت.ظهر بود برادرم شهید محسن نیز از مدرسه به خانه امد.مادرم زیر لفظی به من گفت :برادرت انقدر زرنگه-تمام نمرات کارنامه ش بیسته.من هم به برادرم گفتم شما فقط درس بخونید و من هم کار میکنم و خرج و مخارج شما رو میپردازم.اگه هم جایی گیر کردم از خواهرم کمک میگیرم.خیلی باوقار و متین بود.وقتی وارد اتاق شد چشمش به سبزی ها و خاری که روی اون بود افتاد.به من گفت این سبزی ها که تو از طریق اسکلت فلزی به دست میاری خیلی بهتر از ادم فروشییه.و از خواب بیدار شدم. 

خواب ذکر یا ستارالعیوب و پوشیده شدن عیوب

 خواب دیدم که دامادمان به میهمانی ما امده بود و همانطور که نشسته بودند به من گفت حسن اقا( ال ام بی) چنده؟یادم به ال ام بیی که به اون نداده بودم افتاد و گفتم ۵-۶هزار تومان بیشتر قیمت نداره(ماهواره خودمو بواسطه اینکه قدیمی شده بود نو کردم و قدیمیشو به دامادمان که ماهواره نداشت بخشیدم) بعد -از شانس بد-ماهواره منو روشن کردند و شروع کرد به پخش فیلم های غیر مجاز .از اینکه مهمونا اون فیلما رو میدیدند خیلی خجالت کشیدم .من که حسابی ضایع شده بودم و در اون لحظه هیچ کاری هم نمیتونستم بکنم متوسل به ذکر یاستارالعیوب شدم و اونو زمزمه کنان تکرار میکردم.در همان حال که این ذکر رو میگفتم بترتیب روی کسانی که در سالن نشسته بودن برمیگشت و انگار پرده ای بر جلوی چشمانشان نقش میبست فقط علی فرجام بود که ذکر بر اون اثری نداشت و مدام  به اون خیره بود .و از خواب بیدار شدم

 

خواب شیر و دعای ندبه در حضور امواتمان

دیشب رو خواب دیدم که شیری به من خیره شده بود. اعتنایی به اون نکردم و به خانه امدم.در خانه برادر مرحومم محسن و مادر و مادر بزرگ مرحومم رو دیدم.در کنار سالن تکیه زده بودند و من مفاتیح رو از داخل اتاق اوردم و گفتم حالا که همگی دور هم نشسته ایم براتون دعای ندبه بخوانم.کتاب رو که باز کردم گفتم میخوام براتون یک دعای ندبه اشک الود بخونم و واسه همین اونو به فارسی میخونم.برادرم چهار زانو و مودب روبه رویم نشسته بود مادر مرحومم و مادربزرگم نیز منتظر خواندن دعای ندبه من شدند.شروع به دعای ندبه که شدم پدرم وارد خانه شد و من با بی اعتنایی به اون دعا را ادامه دادم.(اخه پدرم دل و ایمان راست و درستی نداره)و از خواب بیدار شدم.

خواب مورچه

امروز صبح رو خواب دیدم تعدادی موریانه های سیاه درشت در کنار بدن خوابیده من در حرکتند.جالب بود امروز ظهر نگهبانی کارگاه خوابیده بود و در این فرصت دزدی به کارگاه ما دستبرد زده و مقداری وسایل انجا را ربود.

خواب تاریکی

چند شب پیش خواب دیدم که به باغی که متعلق به من بود رفتم.تاریک و ظلمات بود.چراغی در دست داشتم و بخوبی جلوی خودمو میدیدم و راه رو پیدا میکردم.رختان انگور و انجیر سرسبزی بود اما در تاریکی .

خواب دست شستن

دیشب رو خواب دیدم که بکمک پدرم در کارگاهش رفته بودم.کار که تمام شد دست خود را شستم اما هرچه میشستم پاک نمی شد.انقدر شستم که پوست دستم غلاف کش کنده شد.همچنین پوست سینه ام نیز همینطور.با همان وضع  اماده رفتن از کارگاه شدیم.اخر وقت بود که مشتریانی به کارگاه مراجعه کرده و بالاخره با کلی چک و چونه جنسی را با وساطت من از پدر خریدند.که از خواب بیدار شدم.

خواب منابع اب در بام منزلنان

چند شب پیش خواب دیدم به پشت بام منزلمان رفتم .انجا را موتور خانه و بشکه های ۵۰۰۰لیتری اب دیدم.بشکه ها با لوله هایی به اتاق موتور خانه میرسید و از انجا توسط شیری به داخل منزل ما هدایت میشد.یک منبع ۲۰۰۰لیتری سرازیر هم در کنار اونها بود.مادر مرحومم رو دیدم که امد و در اتاق موتور خانه را قفلی زد و رفت.با خود گفتم ۳۰ساله که ما در منزل خود چنین ذخیره های ابی داریم و هیچ استفاده نکردیم.با چنین ذخیره هایی که داریم تا مدتها احتیاج به اب شهری پیدا نمیکنیم.و از خواب بیدار شدم.jufdv

خواب ضریح مطهر حضرت امیر علیه السلام

۲روز پیش بعد از نماز صبح خواب  ضریح مطهر امام علی علیه السلام رو دیدم.بسیار بزرگ و نورانی بود.انقدر نورانی بود که از شدت ان از خواب بیدار شدم. باز خوابیدم اما همچنان تا ساعتی -خواب و بیدار- نور ان-همچنان  مرا در خود داشت.

خواب زیارت امام رضا و از دست دادن کفشم

امروز صبح ادامه همون خواب گربه-خواب دیدم که با ماشین به زیارت امام رضا رفتم.راه بسیار دور و درازی رو با سرعت سپری کردم.نزدیک صبح بود ماشینو در جایی پارک کردم و به حرم رفتم .موقع نماز صبح بود و جماعت عظیمی از مردم ایستاده بودند تا نماز جماعت صبح رو بر پا کنند.من هم به صف اون جماعت پیوستم.در همین حین -بابامو دیدم که داشت به جماعت ایستاده چایی میداد.خودمو از چشم اون دور کردمو به نماز جماعت اقتدا کردم.نماز که تمام شد دیدم که پدرم ظاهرا منو دیده بود و در کنار کفشم منتظر من نشسته بود.با پای برهنه از کنار اون فرار کردم و به بیرون از حرم امدم.هر چه منتظر رفتنش شدم از جاش تکان نخورد.من هم از داخل ماشینم یک کفش کهنه بیرن اوردم و پا کردم و سوار ماشین شدم .پول چندانی در بساط نداشتم و داشتم برنامه میریختم که چگونه حداقل ۳ روز رو بمونم تا درست و حسابی زیارت کنم که..ادامه مطلب ...و از خواب بیدار شدم.فکر کنم تعبیر این هم بی ربط به سرقت وسایلم نداشته باشه

ادامه نوشته

خواب گربه

امروز بعد از نماز صبح خواب دیدم ۳تا گربه به تراس منزل ما امده بودند من هم تفنگی برداشتم و به سمت اونها نشونه گرفتم.از طرفی یقه یکی از کارگرام و هم گرفتم .تعبیر اون متاسفانه چنان شد که امروز متوجه شدم دیشب کارگاهم و دزد زده و بیش از ۱ میلیون وسایل از اونجا سرقت کرده.حالا به همون کارگری که در خواب دیدم مظنون هستیم.