خواب منزل نو
دیشب رو خواب دیدم که جهت خرید منزل یکی از دایی هایم به انجا رفته بودم-منزلی بسیار بزرگ و با صفا بود.جوانی هم در ان منزل بود که( ....)-پدرم هم امده بود.به پدرم گفتم اینجا برای زندگی جای بدی نیست.همینطور که در خانه قدم میزدیم در بیرون از منزل شورشی بر پا شد و اتش به سمت ان خانه پرتاب کردند.اتش به پدرم سرایت کرد.همه در حال فرار بودند و من هم از ان منزل بیرون رفتم .به باغ خود رفتم درختان سر سبزی داشت اما ظاهرا بی ابی به انها هم سرایت کرده بود.همانطور که وارد باغ شدم یکی از کارگرانم را دیدم که با هم به سمت استخری که در انجا بود رفتیم(من باغ ندارم!)استخر پر از اب بود و در بالای استخر چاه ابی بود که با یک تلمبه دستی -اب استخر را تامین میکرد. ان کارگر اون تلمبه دستی را پمپ کرد و اب از ته چاه بصورت فوران بیرون زد و استخر را پر کرد و باغ را هم اب داد و مرا از نا امیدی بیرون کرد.جالبه امروز همان داییم بعد از مدتها به من زنگ زد و گفت میخواهد منزلش را تغییراتی بدهد و من به خانه انها بروم و تا بر اجرای کار نظارت کنم.خدا مابقیشو بخیر بگذراند.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 21:12 توسط ابراهیم پور
|