دیشب رو خواب دیدم که برهنه در حالی که عبایی بر دوش داشتم به مسجد رفتم نمازم رو خواندم و برگشتم.در بین راه تعجب کردم که چرا من برهنه هستم و عبای نمازی رو دور خودم پیچیدم.به خانه که امدم گوشی تلفن به صدا درامد و گفتند که نام شما و پدرتان که برای حج ثبت نام کرده بود درامده و شما میتوانید به حج مشرف شوید.فقط چون امروز جمعه هست باید سریع اماده شوید تا صبح اول شنبه حرکت کنید.از اینکه قرعه حج بنام من افتاده بود خوشحال بودم اما از طرفی که سرزده و بیخبر بود و نمی توانستم کارمو تعطیل کنم در شک و تردید بودم.بالاخره مصصم به رفتن شدم.به سرعت خودم را اماده کردم و حرکت کردیم.به مکه که رسیدیم یادم افتاد که ای داد- پولی هم به همراه نیاورده ام که از خواب بیدار شدم.