دیشب رو خواب دیدم که بکمک پدرم در کارگاهش رفته بودم.کار که تمام شد دست خود را شستم اما هرچه میشستم پاک نمی شد.انقدر شستم که پوست دستم غلاف کش کنده شد.همچنین پوست سینه ام نیز همینطور.با همان وضع  اماده رفتن از کارگاه شدیم.اخر وقت بود که مشتریانی به کارگاه مراجعه کرده و بالاخره با کلی چک و چونه جنسی را با وساطت من از پدر خریدند.که از خواب بیدار شدم.