خواب نگهبان گماشتن و شلوار هدیه گرفتن
دیشب رو خواب دیدم که در باغی که متعلق به من بود کار میکردم و دو نفر کارگر هم داشتم که هر دوی اونها رو به نگهبانی باغ گماشته بودم.یکی فقط شب ها رو نگهبانی میداد و دیگری روز و شب نگهبانی میداد با خود گفتم اخه یک باغ که دو نفر نگهبان لازم نداره -باز دلم به حال اون کارگر سوخت و گفتم مسئله ای نیست بذار اونم باشه.بعد به خونه امدم و دیدم که عموم برام یه شلوار سفید هدیه اورده بود اونو پوشیدم که کمی بلند بود خواهر معظمه ام اونو برام دوخت و منهم در حالی که شلوار کثیف شده بود پا کردم .
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر ۱۳۸۸ ساعت 21:57 توسط ابراهیم پور
|