خواب پدرم که نجار شده بود
شب 29ماه بود که خواب دیدم که پدرم تمام وسایل موجود در کارگاهش رو به قیمت یک میلیون تومان فروخته بود.اون شخص هم همه وسایل اونجا رو برده بود.بعد پدرم کارگاه رو تبدیل به چوب فروشی کرده بود و رنده ای هم قرار داده بود و داشت قسمتی از چوب یک دریچه را رنده میکرد.به او گفتم چرا شما این کارها رو میکنید.شما که نجار نیستید.گفت اگر برام مشتری بیاد کلی چوب بارش میکنم.من هم گفتم لااقل یکی رو بفرستید یه جایی تا نجاری یاد بگیره و بعد بیاد یاد شما بده.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۸ ساعت 19:5 توسط ابراهیم پور
|