دیشب رو که مصادف با شب سوم ماه بود خواب دیدم گربه ای ماده به خانه ما امد و دو سه تایی هم بچه داشت که اونا رو در خانه ما رها کرد و رفت.توله های زیبایی بودند.من اونا رو گرفتم و در یک پلاستیک سیاه حبس کردم و در فکر زنده بگور کردن اونها بودم که از گناه اون  مردد بودم تا اینکه از خواب بیدار شدم.