واقعا پناه میبرم به خداوند قادر متعال.دیشب رو خواب میدیدم که سوار بر دوچرخه ای بودم و به محل کارم رفتم.وقتی که می خواستم اونو گوشه ای پارک کنم خدابیامرز برادرمو دیدم و همینکه دوچرخمو گوشه ای گذاشتم دیدم تعداد زیادی گربه های دندان تیز کمین کرده بودند و دوچرخه منو ربودند.با پا میخواستم اونا رو بزنم که کمی ترسیدم.و دوچرخمو به زور از دستشون در اوردم.برادرم گفت از اونا نترس.خدا کند که نباشد برای اون تعبیری!