خواب سینه زنی امام حسین و امان گرفتن و مراجعه به دکان نانوایی
از دو خوابی که دو شب پیش دیده بودم بسیار نگران شدم و بقولی فاتحه خودم رو خوندم.دیشب رو قبل از خواب توبه کردم و متوسل به زیارت عاشوری شدم که اگه بلایی هست از سرم رفع بشه.شب رو خواب دیدم که در خیابان قدم می زدم که کاروان سینه زنی امام حسین از کنار من می گذشت.کمی اندوه وار به اون خیره شدم و به راه خود ادامه دادم.گوشی موبایلم به صدا درامد و من گوشی رو برداشتم.مردی گفت که اکنون من به اتاق کارگرانتون رفته ام اما نگهبان که نیامده تا باغ رو اب بدیم.من که اصلا باغی نداشتم گفتم شماره رو اشتباهی گرفتید و اون هم قبول کرد و گوشی رو قطع کردم.بعد به شماره ای که روی گوشی من افتاده بود نظر کردم دیدم به اسم شماره اون هک شده و روی گوشیم نوشته شده بود امان المستشهدین (یک چنین چیزی)تعجب کردم گفتم که چنین اسم عربی که اصلا در گوشی من ذخیره نشده بود.بهر حال به حرکت خود در کوچه و پس کوچه ها ادامه دادم که رسیدم به یک نانوایی خلوت.گفتم حالا که خلوت است بروم و مقداری نان برای خانه بخرم که دیدم نانوایی پر از نانهای تازه شد.گفتم حالا که این همه نان به وفور اماده شد دوبرابر معمول میخرم در حین خرید ان بودم که از خواب بیدار شدم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 0:12 توسط ابراهیم پور
|