خواب امام رضا ع
دیشب رو خواب دیدم که بمحضر امام رضا علیه السلام مشرف شدم.ایشان را در حالی یافتم که سر تا وجودشان نور سفیدی احاطه کرده بود-مهربانانه بر تختی نشسته بودند و با چنان رئوفتی بر دلتنگی های من دست نوازش داشتند که انگار از هزار هزار پدر و مادر بیشتر باشد.ای کاش مابقی خواب رو به یاد میاوردم.امروز از مرحمت رضا علیه السلام- بعضی از قفل های بسته کارم گشوده شد و روزی سرتاسر خوش یومن و اقبالی داشتم.اه از لطف خوبان-اه از انچه که می کشم و نمی توانم به رشته تحریر دراورم-اه از نظر به وجهی که یادش مست و دیوانه ام می کند.-صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا-سلامی هم وزن عرش خالق بی همتا بر محمد و ال پاکیزه و بی مثالش.مست و جگر سوخته کوی توام یا رضا-سر بزمین کوفته روی توام یا رضا-هرچه در این خاندان می اندیشم بیشتر مست کرامات انها می شوم.چطوری بگم؟هرچه نظر بر رخ انها کنی - لذت و ارامش جانت بری - انهم یکی بعد از دیگری- تا برسد به پدر بزرگوار انها- همونی که فقط یک شب زیارتش رو خوندمو خواب دیدم خانه خود را همچو قلعه ای محکم ساختم و بالا بردم.یا علی- تو دیگر کیستی؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 23:9 توسط ابراهیم پور
|