دو شب پیش خواب دیدم که مرحوم پدر شوهر خاله همسرم(باور کنید ۳سال یک بار هم رفت و امد نداریم)به خانه ما امده بود مردی چهارشانه و بلند قد (که بعد از توصیف مشخصات اون مورد تصدیق نزدیکانش واقع شد-چرا که من هیچ گاه اونو ندیده و نه خبری از ایشان شنیده بودم)به همراه مادر و مادر بزرگ مرحومم.امده بودند برا عیادت پدرم که از مشهد برگشته بود و هنوز هم به خانه نیامده بود.هر چه نشستند تا پدرم را ملاقات کنند نیامد که نیامد.بالاخره ایشان خداحافظی کرده و رفتند و سپس پدرم امد.فرزندم را در اغوش گرفت و در کناری نشست و مادر بزرگم نیز در کنار وی نشست.مادرم نیز همینطور.در همین حال مادرم یک شوخی خنده دار با مادربزرگم کرد که مادر بزرگم شروع به خندیدن کرد.خدا بخیر بگذراند!